تبليغاتX
فقط اون میدونه -

فقط اون میدونه

فقط اون میدونه...

براي او كه آرام است و بي صدا

پاك است و بي ادعا

به پشتوانه حرفت

هميشه و هنوز تنها نشسته ام كنار پنجره

ميشمارم برگهاي خزان را

كه مي لغزند بي هيچ چشمداشتي بر روي روياهاي با تو بودن

در انتظارم ، بهار بيايد

از پشت ابرهاي سپيد

تا شاد او تو را برايم عيدي بياورد

******************************

آنگاه كه با آسمان ابري دلت

غرق اميد شدي بر شام بي رنگي

آنگاه كه با ساز شكسته تنت

شور آواز شدي بر دل تنگي

آن زمان كه سوخته جان خنكاي مرهمي شوي

بر زخم دلي آن زمان كه اشكباران

گلخنده شوق شدي

به يقين قهرمان قله عشقي در روز گار من

 

دلم گرفته اين روزا

شبا رو با ياد گوهر چشمات مي گذرونم

روزا رو بخاطر با تو بودن

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 20:48  توسط صابری  |